الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
385
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) فرمود : چه نام دارى ؟ گفت : حميده ، فرمود : در دنيا و آخرت پسنديدهاى ، به من بگو دوشيزهاى يا بيوه ؟ گفت : دوشيزه ، فرمود : چطور با آنكه هيچ چيز به دست بنده فروشها نمىرسد جز اينكه او را تباه مىكنند ؟ گفت : بسا كه نزد من مىآمد و به حال در آميختن با من مىنشست ، و خدا مرد سر و ريش سپيدى را بر او مسلط مى كرد و پياپى به او سيلى مىزد تا از نزد من بر مىخواست و مىرفت ، چند بار با من اين كار را كرد و آن شيخ هم با او همان كار را كرد ، امام فرمود : اى جعفر او را براى خود برگير و آن دخترك بهترين اهل زمين ، موسى بن جعفر را زائيد . ( 2 ) 2 - معلى بن خنيس گويد : امام صادق ( ع ) مىفرمود : حميده از چركينها پاك است مانند شمش طلا ، هميشه فرشتهها او را نگهدارى كردهاند تا به دست من رسيده براى لطفى كه خدا به من و به حجت پس از من داشته است . ( 3 ) 3 - ابى خالد زبالى گويد : چون دربار نخست امام كاظم ( ع ) را نزد مهدى عباسى آوردند در زباله منزل كرد ، و من با آن حضرت گفتگو مىكردم و غمنده بودم ، به من فرمود : اى ابا خالد چرا غمندهات بينم ؟ گفتم : چگونه غمنده نباشم و شما را نزد اين سركش مىبرند و نمىدانم چه بر سر شما مىآيد ؟ فرمود : در اين باره بر من باكى نيست ، در فلان ماه در فلان روز در اول ميل ( كه علامت منزل بوده ) مرا ديدار كن ، من همّى نداشتم جز شمارهء ماهها و